السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
139
جواهر البلاغة ( فارسى )
براى نيايش و دعا به كار رفته است . 2 - و مثل معنى التماس ، بسان سخن تو به كسى كه نظير توست : « اى برادر ، سستى مكن . در اين مثال ، « لا تتوان » به معنى التماس است يعنى : درخواست كسى از نظير خودش . 3 - و مثل راهنمايى كردن در اين سخن خداوند متعال : « لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ . . . » « 1 » از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد ناگوار است ، پرسش مكنيد . در اين آيهء شريفه ، « لا تَسْئَلُوا » براى ارشاد و راهنمايى استعمال شده است . 4 - و همانند معنى دوام در اين سخن خداى برين : « وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ . . . » « 2 » خداى را از ستمپيشگان ، بىخبر مپندار . « لا تحسبنّ » نهى و به معنى دوام و پيوستگى است . يعنى هميشه چنين گمانى را نداشته باش . 5 - و بيان العاقبة ؛ نحو قوله تعالى : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ 6 - و التيئيس نحو قوله تعالى : لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ . 7 - و التّمنّى ؛ نحو : يا ليلة الأنس لا تنقضى و كقوله : يا ليل طل يا نوم زل * يا صبح قف لا تطلع 8 - و التّهديد كقولك لخادمك : لا تطع أمرى . 5 - و مانند بيان عاقبت و فرجام در اين كلام خداى و الا : « وَ لا تَحْسَبَنَّ . . . » « 3 » آنان را كه در راه خدا كشته شدهاند ، مرده مپندار ، آنان زندگانند . در اين آيهء شريفه ، « لا تَحْسَبَنَّ » * براى بيان فرجام و عاقبت ، استعمال شده است . 6 - و بسان نااميدسازى در اين كلام خداوند متعال : « لا تَعْتَذِرُوا . . . » « 4 » پوزش نخواهيد محققا شما پس از ايمان آوردن ، كفر ، پيشه كردهايد . « لا تعتذروا » صيغهء نهى است و براى نااميد ساختن كفار ، به كار آمده است . 7 - و مانند تمنّى و آرزوكردن در اين مثال : « اى شب آشنايى سپرى مشو » . در اينجا « لا تنقضى » صيغهء نهى است و براى تمنّى و آرزوكردن آمده است .
--> ( 1 ) . مائده / 101 . ( 2 ) . ابراهيم / 42 . ( 3 ) . آل عمران / 169 . ( 4 ) . توبه / 66 .